مديريت عملکرد، فرايندي استراتژيک و يکپارچه است که با بهبود عملکرد افرادي که در سازمان ها کار مي کنند و با توسعه‌ي قابليت هاي فردي و گروهي، موفقيت پايدار سازمان را فراهم مي نمايد. مقصد نهايي مديريت عملکرد بهبود عملکرد سازماني و افزايش پاسخگويي ميباشد.

مديريت عملکرد از دو ديد يکپارچگي ايجاد مي کند:

خست يکپارچگي عمودي: مرتبط کردن يا همسو سازي اهداف فردي، گروهي و سازماني با شايستگي هاي اساسي

دوم يکپارچگي افقي: مرتبط کردن ويژگي هاي مختلف مديريت منابع انساني، به ويژه

مدیریت عملکرد فرآیند سیستماتیکی است که بر طرح ریزی یا  plaing ، مربیگری یا  coaching  و بازنگری یا review  تاکید جدی دارد

طرح‌ريزي

طرح‌ريزي جوهره مديريت را تشكيل مي‌دهد. براي استقرار نظام مديريت مبتني بر عملكرد در نظر گرفتن يك استراتژي صحيح براي سازمان و طراحي مناسب‌ترين برنامه اولين و زيربنايي‌ترين اقدام را تشكيل مي‌دهد.

مربيگري

مربيگري بر پايه نظم و برنامه‌ريزي مي‌تواند جهت حركت  سازمان را به سمت اهداف تضمين كند. اين نوع از رهبري شامل مربيگري غير رسمي و بررسي دوره اي پيشرفت در پاسخگويي شغلي و رفتارها ميباشد.

بازنگري و ارزشيابي

کاركنان و مديران در مورد آنچه انجام داده اند بازنگري كرده و نحوه پاسخگويي و رفتارهاي  سازماني را بررسي كرده، با ارائه پيشنهادات اصلاحي در توسعه برنامه هاي سازمان مشاركت ميكنند.

مديريت مبتني بر عملكرد در شش گام اساسي قابل پياده‌سازي است كه به شرح ذيل مي‌باشد:

گام اول: تعيين ماموريت سازماني و اهداف استراتژي عملكرد
گام دوم: استقرار نظام هماهنگ سنجش عملكرد
گام سوم: استقرار پاسخگويي در مقابل عملكرد
گام چهارم: استقرار نظام (يا فرآيند) جمع‌آوري داده‌هاي عملكرد
گام پنجم: استقرار نظام (يا فرآيند) تحليل، بازنگري و گزارش‌دهي داده‌هاي عملكرد
گام ششم: استقرار نظام (يا فرآيند) استفاده از اطلاعات عملكرد در بهبود سازمان
گام هفتم: حفظ و نگهداري برنامه مديريت مبتني بر عملكرد

رفرنس:

ميرزا صادقي، عليرضا; وطن خواه، سودابه; فاطمي، روزيتا(1381) دستور العمل اجرايي استقرار نظام مديريت مبتني بر عملکرد. موسسه تحقيق و توسعه   پژوهشگران سلامت

آمسترانگ، مايکل(1385) مديريت عملکرد. مترجم:سعيد صفري واميروهابيان، انتشارات جهاد دانشگاهي تهران